بازم سلام به همه دوستای گلم
ممنون که میائید و نظر هم میذارید(ایول)
همیشه میگم مختصر و مفید اما بعضی اخبار رو نمیشه نداد
پس اول کار رو میذارم واسه خلاصه ها و بعد هم اونائی که وقت داشتند بقیه رو بخونند
اما به کاریکاتوریستها توصیه میکنم قسمتی از مصاحبه خودم با مسعود شجاعی عزیز را حتما بخونند

دیروز بچه مشد بالاخره به دستم رسید.یعنی ماهنامه بعد از 3 ماه چاپ شد.مثل همیشه اونائی که مشهد هستند از روزنامه فروشی ها بگیرند و اونائی هم که نیستند اگه خواستند خبر بدند.ضمنا 3 شماره است که فال هم نداره و با اجازه جای اون رو من با یک استریپ به نام آقای این کاره پر کردم.البته داداش مسود( سردبیرمحترم)قول داده از این شماره منظم بشیم.یعنی اول اسفند یه شماره و نزدیک عید هم شماره نوروز(البته امیدوارم منظورش اسفند سال اینده و نوروز دو سال دیگه نباشه)

قابل توجه بچه های کاریکاتوریست
چند شماره ایه که بخش مصاحبه با بزرگان کاریکاتور کشور را برای بچه مشد شروع کردم
اول استاد علیزاده .دوم جناب ضیایی زرد خشوئی و این شماره هم با رئیس خانه کاریکاتورایران و سردبیر کیهان کاریکاتور. مرد فعال و نازنین و بزرگوار که کاریکاتور کشور مخصوصا ما بچه شهرستانی ها خیلی مدیونشیم ....
جناب مسعود شجاعی طباطبائی
یه قسمت از این مصاحبه خیلی بهم چسبیده که براتون میذارم
از استاد شجاعی پرسیدم:مسعود شجاعی کاریکاتور مطبوعاتی را میپسندد یا نمایشگاهی و جشنواره ای؟
و جواب دادند که:
با وضعیتی که در حال حاضر وجود داره دیگر میترسم در زمینه مطبوعاتی کار کنم و اساسا دیگر کار مطبوعاتی نمیکنم.به خاطر اینکه متاسفانه جوی به وجود امده که یه نفر می اید و نیمه خالی لیوان را میبینه و از کاه.کوه میسازه و متاسفانه کاریکاتوریستهای ما در معرض همه جور اتهام هستند.
مظلوم ترین .مهجورترین هنرمندان دنیا در زمینه کاریکاتور .کاریکاتوریستهای کشور ما هستند که هر مشکلی پیش می اید کاسه کوزه ها را سر انها میشکنند مثلا همان نشریه تعطیل میشود وعلتش هم چاپ یک کاریکاتور است و اتفاقاتی از این قبیل.ما کاریکاتوریستها در ایران زندگی میکنیم و در مسائل ملی.دینی و قومیتی تفاوتی نمیبینیم و نمیخواهیم کاری کنیم که مشکل ایجاد شود و به هر سمتی میرویم که کارها رنگ و بوی منفی نگیرد باز عده ای هستند که نگاهشون منفیه و الان خیلی از صاحب نامهای کاریکاتور ایران اعلام کردند که کار مطبوعاتی نمیکنند از جمله خود من واون رو جز درد سر چیزی نمیدانند.تعرفه ها و دستمزد ها خیلی پائین است و در مواقع بروز مشکلات هیچ مسئوولی جواب گو نیست و باید خود کاریکاتوریست همه مشکلات را متحمل شود و در این مشکلات هم هیچ حامی وجود ندارد
اکنون به دنبال این مسئله هستیم که با رای گیری از همه کاریکاتوریستهای کشور تعدادی را به عنوان نماینده انتخاب کنیم.کسانی که برای نظام و ارزش کار کرده اند و برای این مملکت زحمت کشیده اند جلساتی با مشاوران.معاونان و خود وزیر داشته باشند و اینها را به مسئولین عالی رتبه کشور توضیح دهند
در کاریکاتور مشکل به راحتی حل میشود
مثلا اگر یک هئیت تخصصی داشته باشیم ودر جائی مثل ارشاد که ترکیبی از کاریکاتوریستهای مورد نظر خود انان هستند و متخصص امر هستند انتخاب شوند و توضیح بدهند که در کار هنرمند قصد و عمد وجود داشته یا سهوی بوده و یا هیچ کدام نبوده وکاری کشیده و روی ان تفسیر نابجا صورت گرفته.
مثلا سالهاست میگوئیم کاریکاتور باید بومی کشیده شود ولی برای کار بومی باید از پوشش یک قوم یا گروه استفاده شود که باعث ناراحتی انها شده که چرا به لباس ما توهین شده.
واقعا شرایط کار سخته.بعدش هم کاریکاتوریستی که در ایران زندگی میکند با این همه مشکلات معیشتی که حمایت درستی هم نمیشود مریض نیست که کاریکاتوری کار کند که یک گروه یا قوم را نسبت به خودش تحریک کند و خودش را دچار مشکل کند.
کاریکاتوریست هم مثل هر ادم دیگه ای میخواهد یک زندگی ارام و توام با اسایش داشته و دغدغه معاش و امنیت شغلی و هزار چیز دیگه رو نداشته باشه و خود من به این نتیجه رسیده ام که مطبوعاتی کار نکنم و کارهایم بیشتر جنبه نمایشگاهی داشته باشد